تا %60 تخفیف خرید برای 6 نفر با صدور مدرک فقط تا
00 00 00

نقد و بررسی سومین همایش کارآفرینی فصلی همسو قسمت 2

محمد نصیری
محمد نصیری
9 پسند
203 بازدید
3 نظر
54 ماه قبل

از قسمت اول که بگذریم سخن دوست خوشتر است ، در انتهای تحلیل قبلی به قسمت گل همسو رسیدیم ، اشتباه نکنید گل همسو نوعی گل نیست که در کوه های ناحیه تبت رشد می کند ( تو یه مستند دیدم اینجوری صحبت کرده بود ) گل همسو در اینجا از نظر من برترین و تاثیرگذارترین و مثبت ترین قسمت رویداد همسوی سوم بود که باعث شد انگیزه های حداقل من یک نفر برای رسیدن به اهدافم ده برابر شود. در ادامه ماجرا حمید توکلی در خصوص نتایج نظرسنجی های همسو توضیحاتی داد و گفت شرکت کنندگان در نظرسنجی برای رشد اکوسیستم استارتاپی کرج، بیش از هر چیز دیگر تشنه یک شتابدهنده هستند. از اینها بگذریم ، امیدواریم که شتابدهنده های دولتی ( دلیل دارم برای دولتی بودن بعدا میگم ) در کرج و استان البرز هم شروع به کار می کنند . اما گل ماجرا از اینجا شروع می شود که حمید توکلی از برنامه نویس های حرفه ای دعوت می کند که بایستند و بعضا برخی ایستادند و برخی نایستادند و برخی هم نیم خیز شدند ( این آخری برای طنز بود ) . به هر حال برنامه نویسی کار ساده ای نیست ، برنامه نویس حرفه ای بودن هم کار ساده ای نیست اما سئوال اصلی را حمید توکلی می پرسد :: کدامیک از شما می توانید چشم بسته برنامه نویسی کنید ؟

پرهام دوست دار برنامه نویس نابینا

کدامیک از شما می توانید چشم بسته برنامه نویسی کنید ؟

همه کمی همدیگر را نگاه کردند و هیچکس دستش را بالا نبرد جز یک نفر و اون شخص کسی نبود جز پرهام دوست دار ، پرهام دوست دار یک برنامه نویس واقعا حرفه ای نابینا ( روشندل ) است که توانسته است با همت و عزم جدی که داشت و دارد تبدیل به یک برنامه نویس کامپیوتر آن هم از نوع حرفه ای شود !!! اما همه برایشان جای سئوال است ! برنامه نویسی بدون دیدن کدها ؟ بدون استفاده از ماوس و صفحه مانیتور ؟ چگونه چنین چیزی ممکن است ؟ پرهام دوست دار بالای صحنه می رود تا به سئوالات حضار پاسخ دهد ، هنوز برخی فکر می کنند که او فیلم بازی می کند و واقعا نابینا نیست تا زمانیکه خودش با خنده دوست داشتنی می گوید که ببخشید زیاد توی نقشم فرو رفتم ، خوب درک می کرد که دیگران چه حس تعجبی نسبت به او دارند ، اول با یک سلام پر انرژی شروع می کند ، سلامی که حداقل به دل من حسابی نشست .

شروع کرد از اینکه چگونه می تواند یک برنامه نویس نابینا باشد صحبت کرد ، اینکه نمی تواند رابط کاربری طراحی کند و یک برنامه نویس Backend است ( دشوارترین نوع برنامه نویسی که شما باید تحلیلگر مسائل و برنامه ها باشید که بتونید یک تیم برنامه نویسی رو مدیریت کنید ) برای اینکه بتواند کدنویسی کند از نرم افزارهای Narrator ای که متن را می خوانند و به صوت تبدیل می کنند برای برنامه نویسی استفاده می کند ، از بدو تولد نابینا بوده است ، همیشه همه به او گفته اند که نمی توانی کاری را انجام بدهی ( دوستان من قبلا کمی با ایشون آشنایی داشتم برخی از اطلاعاتی هم که خدمتتون عرض می کنم بعد از همایش با هم صحبت کردیم ) در 14 سالگی موفق به کسب مدرک تدریس زبان ( اگر عنوانش رو اشتباه نگم ) از دانشگاه کمبریج شده است ، برایش زبان برنامه نویسی زیاد مهم نیست و ماهیت برنامه نویسی را می داند بنابراین زبان برایش فرقی نمی کند ( فقط یک برنامه نویس حرفه ای این موارد رو درک می کنه ) در پروژه های کلان و بزرگ در کشور به عنوان برنامه نویس ارشد فعالیت می کند و چند استارت آپ را هم مدیریت و مشاوره می دهد ، به احتمال زیاد تا مدتی دیگر از ایران مهاجرت خواهد کرد و به یک کشور اروپایی می رود.

شما با پرهام دوست دار آشنا شدید اما فقط او را معرفی کردیم ، هدف من معرفی اون نیست ، هدف من الگو برداری از پرهام و امثال پرهام است ، دوست دارم کل این قسمت از تحلیل به پرهام و جرقه ای که می تواند در دل هر انسان ناامید ایجاد کند صحبت کنم. بعد از اینکه با چنین افرادی آشنا می شوید و در خصوص نحوه زندگی و دنیایی که دارند می پرسید باید به زندگی امیدوار شوید ، باید بدانید که شما هم می توانید هر کاری که اراده کنید را انجام دهید ، تفاوت یک کارآفرین و یک فرد معمولی در اراده ، تفکر ، صبر ، تحمل سختی های بیشتر و استمرار در حرکت است ، از نظر من خیلی خیلی خوب است که در چنین رویدادهایی از افراد موفقی که دارای معلولیت جسمی هستند و توانسته اند با وجود این معلولیت ها موفقیت بدست بیاورند بیشتر دعوت شود ، این افراد باعث چند برابر شدن انرژی کارآفرینان بالقوه می شود ، اما چند سئوال را باید با دیدن پرهام از خودتان بپرسید و چند جمله ای که باید با خودتان تکرار کنید :

  1. پرهام چه چیزی دارد که من ندارم ؟
  2. پرهام چکار کرده است که من نکرده ام ؟
  3. پرهام چرا موفق شده است ؟
  4. چرا همه به وجود پرهام افتخار می کنند ؟
  5. چرا پرهام مغرور نیست ؟
  6. من چه توانایی دارم که پرهام ندارد ؟
  7. من چه کاری می توانم بکنم که از همین لحظه تغییر کنم ؟
  8. آیا پرهام یک کارآفرین است ؟ ( در این شک کنید کافرید D: )
  9. آیا پرهام حسرت نداشته هایش را می خورد ؟
  10. آیا پرهام برای نداشتن قدرت بینایی دیگران را سرزنش کرده است ؟
  11. آیا پرهام فقط نشسته است و ناامیدانه به زندگی نگاه کرده است ؟
  12. دوست داشتید وجهه اجتماعی و قدرت فوق العاده پرهام را داشته باشید ؟
  13. چرا شکر گذار داشته هایمان نیستیم ؟
  14. چرا به دنیا و مشکلات آن ناسزا می گوییم ؟
  15. آیا من به پرهام حسودی می کنم ؟ ( قبطه واژه بهتری هست )
  16. به مطلب قبلی مراجعه کنید ( از آدمهای موفق بپرسید که چرا موفق شده اند )
  17. چرا به نداشته هایمان فکر کنیم ؟
  18. همین الان بدون در نظر گرفتن بعد مادی داشته هایمان را روی یک کاغذ بنویسیم

من دو پا دارم ، دو دست دارم ، دو چشم دارم ، می توانم صحبت کنم ، می توانم لمس کنم ، می توانم بدوم ، می توانم بشنوم ، می توانم فکر کنم ، در وهله اول باید شکر گزار باشیم اما در وهله دوم خطابم به افرادی است که در زندگی عدم موفقیت خودشان را به گردن دیگران می اندازند ، اولین نکته اینکه شما و شخص خودش شما فقط مسئول عدم موفقیت یا موفقیت خودتان هستید ، آیا فکر می کنید پرهام و امثال پرهام بدون اینکه کوچکترین شکستی در زندگی متحمل شوند به این درجه از موفقیت رسیده اند ؟ قطعا پاسخ خیر است ، پس به عنوان کسی که قرار است کارآفرین باشید و در حال حاضر کارآفرین بالقوه هستید باید از زندگی چنین افرادی که با نداشته های اساسی زندگی توانسته اند موفق شوند الگو برداری کنید. من قبل از پرهام یک الگوی خارجی برای زندگی داشتم و این شخص به نام Nick Vuijic معروف است ، یک آدم موفق که نه دست دارد و نه پا !!! اما موفق است ... در ادامه کلیپ ایشان را برای بعضا افرادی که نمی دانند کیست بصورت لینک قرار داده ام :

خوب از رویداد کارآفرینی همسو خارج نشویم ، همه هدف ما بالا بردن انگیزه شما بود که امیدواریم این مهم محقق شده باشد ، امیدوارم اینگونه اتفاق ها بیشتر رخ بدهد اما پیشنهاد من برای همسوهای بعدی را شنیدید اما پیشنهادی هم برای همفکرهای هفتگی و افرادی که در این رویدادها حضور پیدا می کنند داریم ، چقدر خوب است که به دور و اطراف خودمان نگاه کنیم ، افرادی که می دانیم در اقوام و آشناها موفق شده اند را شناسایی کنیم و از آنها بپرسیم که دلیل موفقیت شما چه بوده است ؟ هر کس می تواند یک نفر را پیدا کند ، دوست ، فامیل ، اینترنت و حتی از زندگی افراد موفق نکاتی را یادداشت کنیم ، در جلسات همفکر و همسو یک قسمت در حدود 5 دقیقه فقط به بررسی و عنوان کردن نکات موفقیت این دوستان و جملات تاثیر برانگیز آنها بپردازیم که در حوزه انگیزشی فوق العاده می تواند مفید باشد ، اما جمله تاثیرگذار پرهام برای من این بود که گفت اینقدر به من گفتن نمیتونی من لج کردم گفتم میتونم شک نکنید ، این جمله خیلی برای من جالب بود چون تکه کلام خودم هست ، با خودم همیشه میگم اگر کسی بهم بگه نمیشه و نمیتونی میگم بشین و نگاه کن ... پرهام یک وبلاگ زبان انگلیسی هم داره که مقالاتش رو به زبان انگلیسی در حوزه برنامه نویسی بدون بینایی می نویسه که لینکش در زیر هست ، ببخشید ادبیات خیلی خودمونی شد چون بهتره اینجوری صحبت کنیم تا تاثیرش بهتر باشه ، در انتها امیدوارم مورد توجه شما قرار گرفته باشد این قصه ادامه دارد ...

https://www.parhamdoustdar.com/

استارتاپیست ها ... ( ادامه دارد )

نویسنده : محمد نصیری

منبع : جزیره استارتاپ وب سایت توسینسو

هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد

نظر شما
برای ارسال نظر باید وارد شوید.
3 نظر